شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ شما يادتون نمياد شبا بيشتر از ساعت 12 تلويزيون برنامه نداشت سر ساعت 12 سرود ملي و پخش مي کرد و قطع مي شد…. سر زد از افق…مهر خاوران ! شما يادتون نمياد، تو نيمکت ها بايد سه نفري مي نشستيم بعد موقع امتحان نفر وسطي بايد ميرفت زير ميز. شما يادتون نمياد، سرمونو مي گرفتيم جلوي پنکه مي گفتيم: آ آ آ آ آ آآآآآ شما يادتون نمياد ولي نوک مداد قرمزاي سوسمار نشانُ که زبون ميزدي خوش رنگ تر ميشد.
شما يادتون نمياد تو فيلم سازدهني مرده با دوچرخه توکوچه ها دور ميزدو ميخوند:دِريااااااا موجه کا کا.. دِريا موجه. شما يادتون نمياد، کاغذ باطله و نون خشکه ميداديم به نمکي ، نمک بهمون ميداد بعدش هم نمک يد دار اومد که پيشرفت کرده بود نمک يد دار ميداد، تابستونها هم دمپايي پاره ميگرفت جوجه هاي رنگي ميداد. شما يادتون نمياد، خانواده آقاي هاشمي رو که ميخواستن از نيشابور برن کازرون، تو کتاب تعليمات اجتماعي
شما يادتون نمياد موقع امتحان بايد بين خودمون و نفر بغلي کيف ميذاشتيم رو ميز که تقلب نکنيم. شما يادتون نمياد؛ جمعه شبا سريال جنگجويان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگير بوديم. شما يادتون نمياد ، پيک نوروزي که شب عيد ميدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عيد ميگرفتن !
شما يادتون نمياد، اون قايق ها رو که توش نفت ميريختيم و با يه تيکه پنبه براش فتيله درست ميکرديم و بعد روشنش ميکرديم و ميگذاشتيمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا ميکرد و حرکت ميکرد و ما هم کلي خر کيف ميشديم..!!! شما يادتون نمياد شيشه هاي همه خونه ها چسب ضربدري داشت.
شما يادتون نمياد، زنگ آخر که مي شد کيف و کوله رو مينداختيم رو دوشمون و منتظر بوديم زنگ بخوره تا اولين نفري باشيم که از کلاس ميدوه بيرون شما يادتون نمياد يک مدت از اين مداد تراش رو ميزي ها مد شده بود هرکي از اونا داشت خيلي با کلاس بود. شما يادتون نمياد دستمال من زير درخت آلبالو گم شده سواد داري؟ شما يادتون نمياد ماه رمضون که ميشد اگه کسي مي گفت من روزه ام بهش ميگفتيم: زبونتو در بيار ببينم راست م
شما يادتون نمياد که کانال هاي تلويزيون دو تا بيشتر نبود، کانال يک و کانال دو ! شما يادتون نمياد، پاکن هاي جوهري که يه طرفش قرمز بود يه طرفش آبي بعد با طرف آبيش مي خواستيم که خودکارو پاک کنيم، هميشه آخرش يا کاغذ رو پاره مي کرد يا سياه و کثيف مي شد !
شما يادتون نمياد، سر صف پاهامونو 180 درجه باز مي کرديم تا واسه رفيق فابريکمون جا بگيريم ! شما يادتون نمياد: آن مان نماران، تو تو اسکاچي، آني ماني کَ. لا. چي ! شما يادتون نمياد، گوشه پايين ورقه هاي دفتر مشقمون، نقاشي مي کشيديم. بعد تند برگ ميزديم ميشد انيميشن
شما يادتون نمياد، آرزومون اين بود که وقتي از دوستمون مي پرسيم درستون کجاست اونا يه درس از ما عقب تر باشن !
شما يادتون نمياد، يه زماني به دوستمون که ميرسيديم دستمون رو دراز ميکرديم که مثلا ميخوايم دست بديم، بعد اون واقعا دستش رو دراز ميکرد که دست بده بعد ما يهو بصورت ضربتي دستمون رو پس ميکشيديم و ميگفتيم: يه بچه ي اين قدي نديدي؟؟ (قد بچه رو با دست نشون ميداديم) و بعد کرکر ميخنديديم که کنفش کرديم !
شما يادتون نمياد، با آب و مايع ظرفشويي کف درست ميکرديم، تو لوله خالي خودکار بيک فوت ميکرديم تا حباب درست بشه !
شما يادتون نمياد: انگشتر فيروزه، خدا کنه بسوزه !
شما يادتون نمياد، اون موقعها يکي ميومد خونه مون و ما خونه نبوديم رو در مينوشتن: آمديم نبوديد!!
شما يادتون نمياد، دبستان که بوديم، هر چي ميپرسيدن و ميمونديم توش، ميگفتيم ما تا سر اينجا خونديم !
نه يادت نمياد
شما يادتون نمياد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره براي شاپرکها يه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روي بالش خالهاي سرخ و زرده، با بالهاي قشنگش ميره و برميگرده، ميره و برميگرده.. شاپرک خسته ميشه… بالهاشو زود ميبنده… روي گلها ميشينه… شعر ميخونه، ميخنده !
شما يادتون نمياد، اون مسلسل هاي پلاستيکي سياه رو که وقتي ماشه اش رو ميکشيدي ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا ميداد !
چرا ما يادمون مياد برنامه جوانه ها ،چاق و لاغر ،قلک هاي سبز رنگي که واصه جمع کردن پولهاي عيدي مون واصه کمک به رزمنده ها مدرسه ها ميدادن ، صف هاي طويل بشکه هاي 20 ليتري نفت...شوق استقبال از بازگشت آزادگان به وطن که گاهي تا نيمه هاي شب ما رو توي خيابون نگه ميداشت ....يادمون مياد....سائلان الحسين گرامي
شما يادتون نمياد آسياب بشين ميشينم، آسياب پاشو پاميشم، آسياب بچرخ ميچرخم، آسياب پاشو،پا نميشم؛ جوون ننه جون، پا نميشم؛… جوونه قفل چمدون،پاميشم..آسياب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!
شما يادتون نمياد اونجا که الان برج ميلاد ساختن، جمعه ها موتورهاي کراس ميومدن تمرين و نمايش. عشقمون اين بود که بريم اونا رو ببينيم. راستي چي شدن اينا؟
حالا کي يادش نمايد .
يادم مياد... يادم مياد... يادم مياد... :(((((((((((((((
خوب من بيشتر از اين ديگه يادم نمياد .
گنجايش ذهنت همين بود؟؟
نه بازم مي خواي
سلام عليکم. شما يادتون نمياد با دوريال پول توجيبيمون .فوتينا و قره قوروت و آبنبات قيچي ميخريديم:)))))))
چرا يادم مياد .
کسي چيزه ديگه يادش نمياد بگه
شما يادتون نمياد مغز خودکارمون رو در مياورديم و يه تکه کاغذ ميسبونديم نوک لوله خودکار و معکوس فوت ميکرديم صداي فورررتتت ميداد .بعدشم با شادونه ميزديم پشت گوش جلوييمون..ديييي
پس من بابا پزرگ شما ها هستم .
اين ديگه يادم نمياد
شما يادتون نمياد کانادا دراي رو ميخريديم 15 ريال و بطري رو ميگرفتيم دم دهنمون و زبونمونو ميزاشتيم جلوش تا ديرتر تموم بشه..دي
آقا محمد جواد تو خوردنم خسيس بوديا!!
بعضي وقتا اينا يادمون ميره. شما يادتون نمياد وقتي جرقه اومده بود همون شيرين گندمک و وقتي ميرفت زير دندونامون ذوق مي کرديم؟
اکثرشونو يادم مي آمد ... البته نه به اين معني که انجام مي دادم ها ... ولي يادم هست ... :دي
شما يادتون نمياد اونقدر در کانادار رو مي کوبيديم تا صاف بشه و دو تا سوراخ با ميخ وسطش درست مي کرديم و نخ از توش رد مي کرديم و فرفره ميشد و هو هو صدا مي داد
شما يادتون نمياد تو روي ريل راه آهن سنگ ميذاشتيم تا قطار رو باهاش چپ کنيم و راننده قطارهاي تک واگن بد و بيراه بود که نثارمون مي کردن.
شما دمپايي هاي روکش دار ياتون مياد که عکس پسر شجاع و هاچ زنبور عسل روش بود؟
شما يادتون نمياد دستمال من زير درخت آلبالو گمشده؟ خبر داريد؟
واي من يادم مياد .
شما يادتون نمياد توي اين دنياي رنگي به چه رنگي .
polly
خانواده ي آقاي هاشمي همچنان در حال رفتن از كازرون به نيشابورن! ياد اوردن نمي خوادش :دي
اما کوکب خانم و حسنک کجايي رو دارن از يادها ميبرن. آقاي هاشمي رو هم بايکوت کردن و چيزاي جديد مي نويسن.
شما يادتون نمياد و....
zohoor-e-monji
چرا خوب يادمه....
ياد هست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله تير ماه
vertical_align_top